سرما...
آخ عجب سر ماست امشب ای ننه
ما که میمیریم در این هذه السنه
اغنیـــــا مرغ و مسمــــــا میخورند
با غذا کونیاک و شامپاین میخورند
خانه ی ما جمله سرما میخورند
اخ عجب سرماست امشب ای ننه....
خان باجی میگفت با آقا جلال
یک قران دارم من از مال حلال
میخرم بهر شما امشب ذغال...
حیف آن ذغال افتاد در روزنه...
اخ عجب سرماست امشب آی ننه...
تو که گفتی میزنم امشب الو
تو که گفتی میخوریم امشب پلو
نه الو دیدیم امشب ما نه پلو
خانه ی ما سرد تر است از گردنه
اخ عجب سرماست امشب آی ننه...



به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب....؟