کرو جانو تختو خواب....
مشق عشق نوشته ام از روی چند جلد کتاب
که هر کدام دنیاییست بدون یک لحظه خواب
داغ حسرت چشیده ام از بی وفایی و فراغ
سرد است زمین من خورشید شو و بتاب
هر روز میدوم بحر یه لقمه عشق
اما نمیرسم با این همه شتاب
میزم برای کار کارم برای جان
جانم برای تخت ...تختی برای خواب...
گفتند صبر پیشه کن شادید که دل سپرد
گفتم ز حجر او دیگر نمانده تاب
حالا همه امید بستم به روی تو
بی یاد روی تو فردا شده سراب
الف .ن
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:32 توسط احسان نوروزی زاده
|
به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب....؟